تبليغاتX
با تو هر چه هست توانایی
SARVIN KOCHOLO

 

happy new year

 

 

a relaxed mund,a peaceful soul,a healthy body,and a heart full of love. That is my

 

 

wish for you . My god bless you

 

 

 

happy new year

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 15:33  توسط sarvin  | 

          غرورت را برای کسی که دوستش داری بشکن   

 

 

 

     ولی دل کسی را که دوست داری به خاطر غرورت نشکن

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 16:18  توسط sarvin  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 15:1  توسط sarvin  | 

You are the only person who make my heart be faster and slower in the same time.

 

 

 

 

 

If  I  don`t  with you… I `m exitance  if I can hold you in my arms

 

 

 

 

 

 

 

I DO LOVE U

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 14:49  توسط sarvin  | 

The most beautiful remembranc it`s the time with

 

 

I want to keep this in my mind 

 

 

And

 

 

I do love you for ever

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 15:37  توسط sarvin  | 

در دنیا دو چیز از همه زیبا ترند

 

آسمانی آبی پر از ستاره

 

و

 

وجدانی آسوده

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 16:6  توسط sarvin  | 

بگذار تا شیطنت عشق چشمان  تورا به عریا نی خویش بگشاید

 

 

هر چند آنجا جزرنج و پریشانی نباشد اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 16:16  توسط sarvin  | 

   سلا م من برگشتم

 

   سلا م من برگشتم

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 16:11  توسط sarvin  | 

کسی در دور افتا ده ترین ناحیه روحم ایستاده وبه من می نگرد صدایش می کنم

 

پرنده ای بر تار صدایم می نشیند وبر خاک می افتد می خواهم حرف بزنم وفریادم

 

 را به سدهای مقابلم بکوبم هر کلمه ای که از دهانم خارج

 

می شود آتش می گیرد ومرا جز خاکستر آن چیزی نیست وباد بی رحمانه خاکستر

 

 کلمه ها را در اطراف می پرا کند ومن دعا کردم که خاک آنها را برویاند .

 

دیشب خواب دیدم که قافله ای به مقصد بهشت در حرکت است واز کنا رم عبور

 

کرد ولی دیگر دیر شده است گنا هان روحم را تاریک کرده اند کاش می شد دستی

 

 چراغ شبستان دلم راروشن کند ولی افسوس ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 16:4  توسط sarvin  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 20:21  توسط sarvin  | 

وقتی مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همگان بدانند روزگارم سیاه بود .

 

دستانم را از تابوت بیرون بگذاریدتا همگان بدانند که روزگارم دست خالی سپری شد .

 

چشمانم را باز بگذارید تا همگان بدانند که چشم انتظار از دنیا رفتم .

 

پاهایم را بیرون بگذارید تا همگان بدانند پای برهنه به دنباله او فرسخ ها را طی کردم .

 

و برسر مزارم تکه یخی بگذارید تا در اولین صبح که خورشید طلوع می کند آب شود و

 

به جای مغشوق بی وفایم برایم بگرید و بر سر مزارم این شعر را بنویسید...

 

 

 

 

آشفته دلی که در این مزار خفته

 

                                                   زاده ی غم بود و ز غمهای جهان بیزار

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 11:1  توسط sarvin  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:38  توسط sarvin  | 

اگر خورشید بودی هر روز درخشان تر از دیروز طلوع می کردی

اگر چشم بودی هر روز پر خرو شتر از دیروز  می جوشیدی

اگر مهر بودی هر روز  مهربان تر  از دیروز د رقلبم جای می گرفتی

اگر باران بودی هر روز بیشتر از دیروز  غبار غم ها را می شوستی 

  ولی افسوس تو نه خورشیدی نه

چشمه ای نه مهری نه باران

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:31  توسط sarvin  | 

کسی در دور افتا ده ترین ناحیه روحم ایستاده وبه من می نگرد صدایش می کنم

 

پرنده ای بر تار صدایم می نشیند وبر خاک می افتد می خواهم حرف بزنم وفریادم

 

 را به سدهای مقابلم بکوبم هر کلمه ای که از دهانم خارج

 

می شود آتش می گیرد ومرا جز خاکستر آن چیزی نیست وباد بی رحمانه خاکستر

 

 کلمه ها را در اطراف می پرا کند ومن دعا کردم که خاک آنها را برویاند .

 

دیشب خواب دیدم که قافله ای به مقصد بهشت در حرکت است واز کنا رم عبور

 

کرد ولی دیگر دیر شده است گنا هان روحم را تاریک کرده اند کاش می شد دستی

 

 چراغ شبستان دلم راروشن کند ولی افسوس ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:23  توسط sarvin  | 

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:32  توسط sarvin  | 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:29  توسط sarvin  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:35  توسط sarvin  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 16:44  توسط sarvin  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:40  توسط sarvin  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 11:49  توسط sarvin  |